به طرز ویژه و حتی شاید خوش بینانه ای اطمینان دارم این بار رژیمم میگیره و سرانجام با کاهش 32 کیلوگرم، سال بعد به وزن نرمال برسم.
لاغر کردن مث سفر با هواپیما نیست که سریع به مقصد برسی یا مثل سفر با قطار که رو تخت بخوابی و هر وقت دلت خواست قدم بزنی. دقیقا لاغری خود سفر با اتوبوسه. اولش راحته ولی به مرور از طولانی بودن مسیر ناراحت میشی. وقتی به وسط ها رسید به مسیری که اومدی نگاه میکنی و به مسیری که جلو روته. اگه پشیمون شدی و دنده عقب برگشتی باختی.
اما اگه دائما به این نگاه کنی که اگه خیلی مونده عوضش خیلیشم رفته بهتر و قاطع تر جلو میری و روزی میرسه که به هدف میرسی. دم اونی که به هدف میرسه گرم! حوصله داشته مسیر رو بره و به پایان برسونه.
راحت شدن انتظارم یه راه داره به نظرم اونم اینه وقتی از تهران میری سمت مشه هدفت این نباشه که به مشهد برسی. بلکه اول باید به خودت بگی میرم سمنان و بعدش به مرور دامغان و شاهرود و سبزوار و نیشابور و آخرش مشهد!
منم هدفم اگرچه 32 کیلوئه اما فعلا هدف اولم رسیدن به 99 کیلو هست نه کمتر! اگه 99 شدم یعنی 25% مسیر رو رفتم.(هدف دوم 91، هدف سوم 83 و هدف آخر 75)
راستی تا شام شاید فوقش یه سیب خوردم و شام هم برنج نمیخورم صد در صد.
برچسب:
نویسنده: دانیال نجفی